اینو کف جوراب زرد مورد علاقم نوشته. و معنیش میشه:

a short novel or long short story

 

و به ذهنم اومد که، همه ماها مثل غول بزرگ مهربون از روی همه چیز رد میشیم. آخرش، زندگی 7 میلیارد نفر به یه داستان تبدیل میشه که کوتاه یا بلندش به کارایی که کردیم بستگی داره. ولی همش یه داستانه و این همه سختی و اشک و تلاش ، آخرش چنتا کاغذ و جمله میشن.

و ارزششو نداره...آخرش که هممون به یه داستان تبدیل میشیم، چه فایده ای داره که داستان یکی بلند باشه و برای اونیکی کوتاه؟

خب، اصلش اینه که یکی با داستانمون اشک میریزه و اونیکی بلند میشه و برامون دست میزنه و اونیکی بهمون لقب سوسولو میده.

ولی اصل ترش، اینه که یکی همین الان بهتون افتخار میکنه :") یکی همین الان براتون دست می زنه و یکی همین الان با سختیاتون اشک میریزه. چون همه چیزارو تو کتابا نمی نویسن و ممکنه برای خیلیا بی ارزش باشه. ولی واقعیتو اونی می بینه که الان هست!

پس بدونین، یکی الان هست که دوستتون داره :")

پس زندگی کنین، روزی که هممون بمیریم، از کتابامون یه جلد می خرم و با شیر کاکائو و بستنی میارم تا همشونو بخونیم.

یاکسوکوشتاندا :">

 

 

+درکل اگه چیزی نفهمیدین منظورم اینه که زنده بمونین -.-

++ تو اون جهان شیرکاکائو و بستنی میدن دیگه؟...خیالم راحت باشه؟:"

+++ داداشم به چسب میگه چبس XD

++++معلما خیلی نامردن....همین.......

+++++ دیگه چه خبر؟*^*